محسن ناجي نصرآبادى
226
فهرستهاى خود نوشت فيض كاشانى ( فارسى )
193 ) . اين سهو را مرحوم محمّد مشكوة در مقدمهء جلد دوم المحجّة البيضاء مرتكب شدهاند ( ص 35 ) . كلام ملا محسن در ديباچه بصراحت به اين مطلب اشاره دارد : امّا بعد چنين گويد مؤلف اين كلمات و ناظم اين ابيات محسن بن مرتضى الملقب به فيض افاض اللّه عليه ذوارف المعارف كه در اوان صبا كه هنوز طبع لطيف به تكرار لغت مىفرسودم و عمر شريف در ضبط قواعد نحو صرف مىنمودم ، رغبت تمام به اشعار و ابيات اهل معرفت و محبت مىداشتم . . . پس آن سخنان منظوم را فراهم آورده در صحيفه [ اى ] ترتيب دادم تا متعطشان به وادى طلب كه به واسطه تراكم حجب ظلمانى در فيافى جهان سرگردان مانده باشند به دستيارى اين كلمات شور انگيز و آن اشعار مهرآميز كمند شوق در گردن جان انداخته ، خود را از مهاوى خذلان بيرون كشند و از آن مىها جرعهها بچشند . . . و از آنچه معلوم مىشود كه اشعارى كه در اين كتاب مذكور است از قبيل شعرى نيست كه در شرع رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - آن را مذمّت كردهاند و باطل شمرده ، بلكه از قبيل دعا و مناجات است و ما هر يك از الفاظ مجازيه متداوله اهل معرفت را كه به منزله اصول است نسبت به ديگرها با بعضى از متعلّقان آن بيان كنيم كه اشاره به كدام معناست از معانى حقيقت تا كسى را كه آشنا به اصطلاح قوم نباشد فى الجمله آشنايى به معانى ابيات اين كتاب از اين راه حاصل گردد . . . و الحمد للّه تمام شد ديباچهء گلزار قدس . مصحّح پس از اين ديباچه ، " ختام ديباچه از نسخهء عصر مولف " را مىآورد كه در هيچ يك از نسخ معتبر در دست مصحّح اين ختام نيامده است . با تأمّل اندكى مىتوان دريافت كه اين ختام ، همان رساله مشواق فيض است كه مؤلّف در آن به معانى اصطلاحات عرفا مىپردازد . اصطلاحاتى چون رخ ، زلف ، خال ، خط ، چشم و . . . ( - مشواق ) . پس از ديباچه و ختام ، مصحّح مثنوى آب زلال فيض را مىآورد كه اثرى جدا از گلزار قدس است و آن را بر اساس يك نسخه خطى ارائه مىدهد در صورتى كه از اين مثنوى نسخههاى متعددى موجود است ( - آب زلال ) و به دنبال آن قصايد متفرقهاى را كه در نسخه شمارهء 2473 مجلس شورا و جنگهاى پراكنده آمده ، جمعآورى و درج مىنمايد . آنگاه مجموعه رباعيات را از نسخهء اصلى و ملى ( كتابت عقيل الدين ) مىآورد و در پايان جلد اول كتاب ، ترقيمهء عقيل الدين حسينى را ذكر مىكند . آوردن ترقيمه در اين قسمت به اين مفهوم است كه در تصحيح اثر ، آقاى فيضى دو نسخهء معتبر عقيل الدين و نسخهء